هیچ آدمی تو سنی که براش دوست داشتنیه باقی نمی مونه و خیلی چیزا به سرعت در حال تغییره چیزی که به آدم کمک میکنه حالش خوب بشه اینه که از چیزی که هست و داره براش تلاش میکنه راضی باشه ...سی سالگی به بالا اگه مجرد موندن رو انتخاب کرده باشی دغدغه هات تغییر میکنه برای من که در آستانه ی 34سالگی ام این شکلیه که دیگه اگه بشینم واسه عشق و واسه مردجماعت غصه بخورم و دلتنگ بشم این یعنی اونقدر به کارام نرسیدم و اونقدر کار و مشغله سرم نریخته که چنین چیز چرت وکوچیکی برام یهو مهم شده ...این یعنی یه چیز مهم یه کار مهم یه مسئولیت دیگه از یادم رفته یا از قلم افتاده که حواسم اومده سمت چنین چیز احمقانه ای
خیلی از ماها خیلی مسئولیت های سنگین رو قبول نمیکنیم بلکه اون مسئولیت های دیوس هست که خودشون ما رو قبول میکنن!!!:))))... دقیقا مثل این که: به تو یه گونی 20 کیلویی بدن تاحملش کنی خب تو قبول نمیکنی اما اگه بذارنش رو دوشت دیگه مجبور میشی که حملش کنی تا بلاخره یه جایی برسونیش به مقصد و از شرش خلاص شی ... الان زندگی برای من دقیقا اون گونی 20کیلویی شده که دارم حملش میکنم تا بلاخره به یه جا برسونم و از شرش خلاص شم:))))) میرسونمش دیر و زود داره سوخت و سوز هم زیاد دددداااره.


